نامه امام به مالک متنی کاملا دینی است ؟

:: نامه امام به مالک متنی کاملا دینی است ؟
وقتی نامه اما م علی به مالک را می خوانیم  می توانیم چند  برداشت متفاوت بر اساس  باورهای خود داشته باشیم  یکی اینکه انرا  یک نامه  کاملا الهی  و دینی ببینیم ، یا اینکه اصلاً نامه را و متن آنرا  بر خاسته از  نیاز های زندگی دنیوی و مملکت داری و سکولاربدانیم و یا اینکه  این هر دو را با هم در این نامه بجوئیم . 

منبع : ميعادنامه امام به مالک متنی کاملا دینی است ؟
برچسب ها : نامه

مراحل و دوران عمر یک دولت در کتاب مقدمه ابن خلدون

:: مراحل و دوران عمر یک دولت در کتاب مقدمه ابن خلدون

ابن خلدون عمر و سن دولت ها را مانند عمر و سن انسان ها  می شمارد و برایش زایش و مرگ قائل است همانطور که انسان از کودکی و جوانی و پیری  زندگی را به اتمام می رساند دولت ها و حکمرانان از این قائده جدا نیستند به همین منظور دوران  زندگی دولت را  به 5 قسمت تقسیم کرده و برشمرده که بطور خلاصه در زیر می آورم :

1-   مرحله نخست استیلا یافتن بر کشور و گرفتن آن از دست دولت پیشین .در این مرحله  خدایگان دولت  در بدست آوردن مجد و سروری و دفاع از سرزمین ...و حمایت از پیشوا  هستند.

2-   مرحله دوم  دوران خود کامگی و تسلط یافتن بر قبیله  خویش و مهار کردن آنان از دست درازی به مشارکت  و مساهمت در کشور داری است

3-   مرحله سوم  دوران آسودگی و آرامش خدایگان دولت است ...مانند کسب ثروت و...

4-   مرحله چهارم  دوران خرسندی و مسالمت جوئی است...

5-   مرحله پنجم  دوران اسراف و تبذیر است ...سپردن کار به کسانی که از عهده کار بر نمی آیند در حالیکه نسبت به بزرگان و عناصر شایسته  قوم خویش و هواخواهان  خدمتگزار پیشینیان بدی روا می دارد...به سبب خرج کردن مستمری های سپاهان در راه شهوت رانی های خویش وضع سپاه و لشکر او رو به تباهی می رود ...در این مرحله طبیعت فرسودگی و پیری به دولت راه می یابد ...تا انکه سرانجام منقرض می گردد /صفحه 323

منبع : ميعادمراحل و دوران عمر یک دولت در کتاب مقدمه ابن خلدون
برچسب ها : دولت ,مرحله ,دوران ,خویش

ملاحظاتی در باره کتاب 23 سالگی مرحوم علی دشتی

:: ملاحظاتی در باره کتاب 23 سالگی مرحوم علی دشتی

در مطالعه کتاب" 23 سالگی "مرحوم علی دشتی به مواردی برخوردم که منجر شد تا متن زیر را بنویسم .این متن نقد  سط به سطر کتاب ذکر شده نیست بلکه تنها به بیان چند نکته اکتفاء می کنم زیرا نقد نیازمند فرصت و دقت بیشتری است همراه با تحقیق و ذکر مستندات.

برداشت کلی اینجانب از منظور و هدف مرحوم دشتی در این کتاب ، بیان و بلکه مقابله با خرافاتی است که وارد دین گردیده و چون ایشان هم درس حوزوی خوانده بودند و هم شرایط  زندگی شان ایجاب می کرد تا تنش هایی با مدعیان دینداری داشته باشند ، هم خود را ،  دراین نوشته صرف بیان و ریشه یابی خرافات و قدرت طلبی هایی کند که به نام دین صورت می گیرد.بسیاری از موارد خرافی را که بیان می کنند مواردی هست که هر پیرو راستین دین اسلام باید آنرا از فکر و زندگیش بزداید  اما در عین حال علی رغم اینکه مرحوم دشتی در  نتیجه گیری کتاب  روشی  منصفانه و روشنگرانه  داشته اند اما در متن مواردی از پیامبر و وحی منزل دارند که نمی تواند عاری از اشکال باشد و نیازمند غور و دقت بیشتری است .

منبع : ميعادملاحظاتی در باره کتاب 23 سالگی مرحوم علی دشتی
برچسب ها : کتاب ,بیان ,دشتی ,مرحوم ,مواردی ,مرحوم دشتی ,سالگی مرحوم

ایدئولوژی مخرب

:: ایدئولوژی مخرب

چرا می گوئیم دوران ایدئو لوژی بسر آمده یا اینکه تفاوت بین ایدئولوژی داشتن با   ایدئو لوژی مخرب چیست؟

هر فردی دارای  اندیشه اجتماعی و سیاسی یا دینی هست و با خود  کلی تئوری ها و اعتقادات دارد که این ها می تواند اسمش ایدئو لوژی باشد.ولی  نکته ای که دراینجا وجوددارد این است که این فرد که  ایدئو لوژی برایش روش مبارزاتی و تحلیل پدیده هاست وقتی بر  جایگاهی قدرت یافت و  مسلط شد  نمی تواند  ایدئولوژی و باور های خود یا حزب و چناحش  را  به زور به مردم بقبولاند، نباید از آن ابزاری درست کند تا  به زور بر مردم ، مسلط باشند.خود و باورهای حزبی و گروهی شان را نباید عین  حقیقت یا عدالت بدانند و از این آرمان گرائی ، چماقی بر سر مردم شوند.و فکر کنند که  چون حق با انان است پس بایستی آنچه را که حق می پندارند به زور در جامعه پیاده نمایند. این  معنی  حکومت ایدئو لوژیک است .اگر این گونه باشد که خود را پیرو بزرگ ترین  رسالت ها و باور ها بدانند  آنوقت  برای تحقق اهداف شان در جامعه ، در مقابل نقد  دیگران بی تحمل می شوند و مخالفین خود را سرکوب می کنند.یعنی ایدئولوژی تبدیل به دیکتاتوری می گردد. شوروی  اینگونه بود  ووقتی این ابر قدرت فروپاشی کرد  دنیای روشنفکری متوجه شدند که زمان  حاکمیت ایدئو لوژی به پایان رسیده .

بعضی ها تفکیک  مفهوم داشتن ایدئو لوزی با حاکم نمودن یک ایدئولوژی  برای شان روشن نشده و فکر می کنند می توان با آرمان خواهی وداشتن  ایدئولوژی مردم را  سعادتمند کنند اما این خواست ، تنها یک باور عدالتخواهانه و میل  شخصی  یا حزبی است  اما در دنیای  بیرون  قابل تحقق نیست .بلکه اگر بخواهیم  برای مردم آزادی و قانون و توسعه و مشارکت سیاسی  وسایر را فراهم کنیم  باید در دل  نظام و سیستم های تعریف شده و موجود آنرا بخواهیم حتی اگر آن ایدئو لوژی در این مسیر مورد استفاده حداقلی قرار گیرد. اگر غیر این باشد  پندارهای آرمان گرائی است که دست نا یافتنی است. 

منبع : ميعادایدئولوژی مخرب
برچسب ها : ایدئو ,ایدئولوژی ,لوژی ,مردم ,آرمان ,باور ,ایدئو لوژی ,آرمان گرائی

نقد کردن

:: نقد کردن

بسیاری هستند  که از نقد می هراسند .چه آنانی که  تحمل نقد خود را ندارند و چه آنانی که نمی خواهند  مسند شان نقد شود.

اما ما وارد دوره تاریخی  نقد شده ایم.وارد دوره انقلاب نقادی گشته ایم .بخشی از حضورمان در دوره نقادی ، مدیون تمدن و وجود وسایل ارتباط جمعی ای است که در اختیار ما است .

نقد کردن دامنه و وسعت زیادی دارد  صرفاً  واگو کردن اندیشه وباور دیگران و روشنفکران نیست .انقلاب نقادی ما بواسطه شرایطی است که داریم از دوره سنت به مدرنیسم روی می آوریم  و از پوسته تاریخی و سنتی خود داریم جدا می شویم و در  زمان زایش و احساس درد زایمان  تمدن جدید بسر می بریم.

اما بخشی از خوراک های فکری نسل مان را ، قدرت هایی تعیین می کنند و می سازند که هیچ ایرادی  نمی توانیم براحتی بر این  داده های مدرن و تجدد بگیریم . آنان ما را براحتی  قربانی و سرباز جنگ های نرم خود می کنند  .نظام هایی که  همه امکانات  دنیا را در خدمت سیاست و منافع خود به خدمت گرفته اند: رسانه ها ، هنر ، سینما ، رادیو تلویزیون ، پول ، نرم افزارها و سخت افزارها ، اسلحه و مهمات ،.... آنان می خواهند ما و نسل ما مصرف کننده عقاید ، و کالاهای تولید شان باقی بمانیم .

نسل ما ، نسل جوان مان نسل  نقادی و روح جستجوگر دارند. روحیه ای پرسشگر دارند شایسته است  به جای قربانی شدن سیستم های پیچیده دنیای  سیاست و فرهنگ، نو آور باشد . به اندیشه و افتخارات خود تکیه کنند./ فروردین 95

منبع : ميعادنقد کردن
برچسب ها : نقادی ,دوره ,انقلاب نقادی ,وارد دوره

اجتماع و لایه های مردمی آن(هرم هندسی اجتماع )

:: اجتماع و لایه های مردمی آن(هرم هندسی اجتماع )

مردم اجتماع رااز بعد مالی ، یا فرهنگی  ویاابعاد دیگر می توان در هرم هندسی نشان داد و بعد سایر پدیده های فکری و معیشتی وباورهای شان را نیز بر اساس این هرم (نیز) واکاوی نمود.

کشورما نیز متناسب شکل و ساختارو خصوصیات خود از این تقسیم بندی خارج نیست.

بطور مثال در کشورمان از نظر اقتصادی ووضع مالی ، مردم  تقسیم می شوند به عده ای چند  از مرفه ین  و متمکنین که  درصدی کمتری دارند و آنان را در راس هرم قرار می دهیم. .

طبقه متوسط  (شهری ) که صاحبان صنایع کوچک و کارگاه ها و تولیدات و کاسب و غیره هستند در وسط این هرم جای می گیرند که بنابه خصوصیات هر کشوری وسعت وفراوانی شان  در این هرم متغییر   می تواند باشد . مثلاً دریک  کشور پیشرفته این طبقه زیادتر نسبت به کشور فقیر است .

طبقه پایینی یا قاعده هرم مردمی  هستند که با درآمد های کم قراردارند  که فراوانی این مردم نیز در اجتماعات متفاوت می تواند باشد ، اما بطور معمول بیشترین حجم را در این هرم بخود تخصیص   می دهند . بطور عموم قشر کارگر، بیکار ویا کم در آمد جامعه در این  قسمت هرم قرار می گیرند.

لبته از ابعاد دیگر اجتماعی نیز می توان از این هرم هندسی برای   دسته بندی و شناخت مردم اجتماع استفاده نمود بطور مثال دربعد فرهنگی نیز می توان مردم اجتماع را در این هرم هندسی جای داد و یا از منظر گزینه های فکر و اندیشه ای و بینش سیاسی نیز از چنین شکلی  می توان استفاده نمود .

تاثیر گزاری هر یک از توانایی ها و  نا توانیها بر دیگر گزینه را نباید فراموش نمود یعنی اگر کسی در طبقه متوسط اجتماعی قراردارد( از نظر توان مالی) فکر و فرهنگ وی نیز نسبت به سطح پایین هرم که توده عوام یا فقیر جامعه هست (بطور عموم ) متفاوت می باشد و توانائی بیشتری در تحلیل و تفهیم مسائل خواهد داشت .و به همین ترتیب دیگر لایه های اجتماعی نیز دارای خصوصیات ویژه خود هستند .

 برخورداری از امکانات مالی و رفاهی موجبات فراهم آمدن امکانات علمی و فرهنگی برای قشر متوسط می گردد در حالی که قشر محروم ، از این منظر بدور می توانند باشند بنابر این نوع فکر و فرهنگ این دو متفاوت خواهد بود و در جریان سیاست گزاری و یا تصمیمات اجتماعی ، نوع تصمیم گیری و انتخاب هر قشر می تواند متفاوت باشد . بطور مثال گسترش فقرو بیچارگی می تواند لایه فقیر مردمی را (در شکل هرم مان ) ضخیم تر نموده و تاثیرات نامطلوبی  بر روند فکر و فرهنگ شان وارد آورد .یا تاثیرات منفی ای بر شکل دهی فساد اخلاقی ، اداری  ایجاد نماید.بطور مثال  افراد فقیر  فرصتی و امکاناتی برای رشد فرهنگ و پایبندی به قوانین مدنی نمی یابند یا اگر در سر چهار راهی تعداد کسانی که به چراغ راهنما اهمیت نمی دهند آماری گرفته باشیم خواهیم دید انانی که بی اهمیت به قوانین هستند بیشتر کسانی اند که آشنایی به قوانین ندارند و تعهدی به اجرای قوانین در خود نمی بینند (مثل بستن کمر بند ایمنی ) واز نظر طبقاتی ، عموماً از طبقه فقیر جامعه هستند .

به همان نسبت که طبقه فقیر و توده عوام در جامعه گسترش می یابد نوع تصمیم گیری هایشان در ساختار مدنیتی با اشکال مواجه خواهد بود .چون بر  اساس خصوصیات لایه خود می اندیشند ، تاثیر مطلوبی بر روند مدنیت  نمی توانند داشته باشند.مدنی مطلوبی داشته باشند .

  بطور طبیعی فزونی این لایه مشکلات عمده ای را در مدیریت کلان اجتماع خواهد داشت و فزونی آنان بر لایه های دیگر مشکلاتی را از نظر اقتصادی ، فرهنگی و حتی سیاسی  وامنیتی می تواند ایجاد نماید.فزونی سایر لایه های  هرم نیز  تاثیرات  کاری خود را بر جامعه خواهد گذاشت .مثلاً بیشتر قشری گری ، تعصبات مذهبی و تحریکات سیاسی  در منطقه را می توان  متاثر از قرار گرفتن مردم در لایه فقیر و عوام از هرم هندسی مان باشد . 

گسترش دامنه هر یک از این لایه ها نتیجه مدیرتی کلان کشوری نیز می تواند باشد . بی شک دولتی موفق است که از لایه فقیر بکاهد و قطر و ضخامت  توده عوام و فقیر را نازک تر نماید . 

کالبد شکافی و باز شناسی هر یک از این طبقات و شناسائی وسعت آنان خود بحث جدا گونه ای    می تواند باشد بعبارتی   می توان از سطح  معیشتی و فکری طبقات مردم ، بر مقدار تاثیر گذاربودن  فعالیت انان در روند دمکراتیک یا روند سقوط و صعود اقتصاد و فرهنگ جامعه هم نتیجه گرفت.

"طبقه متوسط  "به هر دلیلی گسترش یابد ؛ معمولاً نگاه مثبتی به جامعه خواهد بود زیرا بطور طبیعی بایستی از لایه فقیر و توده عوام کاسته شود . اما در هر کشوری که به فراوانی انسان ها و یا لایه فقیر در این دامنه هرم گسترش یابد و فزونی گیرد نتیجتاً وضع نامناسبی از مدیریت بر اجتماع (از نظر سیاسی  و اقتصادی ) می تواند حاکم باشد .

تردیدی نیست این تغییرات و تفاوت های فرهنگی و بینشی  نیازمند کالبد شکافی وبررسی کارشنانه    می باشد ./یونس محمدی پور

                                                          

منبع : ميعاداجتماع و لایه های مردمی آن(هرم هندسی اجتماع )
برچسب ها : لایه ,فقیر ,بطور ,تواند ,توان ,جامعه ,لایه فقیر ,توده عوام ,بطور مثال ,تواند باشد ,مردم اجتماع

ایمان بدون شعور بداد کسی نمی رسد!

:: ایمان بدون شعور بداد کسی نمی رسد!

جنگ صفین گمراهی مومنان در تفکیک حق و باطل

   برای اینکه از گفته های خود نتیجه بهتری بگیریم سری می زنیم به آنچه در جنگ میان  لشکر امام و معاویه در محلی به نام صفین رخ داد .این جنگ از نظر سیاسی  بسیار حساس و آموزنده است  و باید بعنوان یک واقعه  تاریخی و برای همیشه یاد آور شیعیان (بخصوص ) باشد ،تا در صحنه های حق و باطل بتوانند  آنها رااز هم تمیز دهند . 

منبع : ميعادایمان بدون شعور بداد کسی نمی رسد!
برچسب ها :